جلال الدين الرومي
254
فيه ما فيه ( فارسى )
فصل سئل عيسى عليه يا روح اللّه اىّ شىء اعظم و ما اصعب فى الدّنيا و الآخرة قال غضب اللّه قالوا و ما ينجى عن ذلك قال ان تكسر غضبك و تكظم غيظك 396 . طريق آن بود : چون نفس خواهد كه شكايت كند ، خلاف او كند و شكر گويد و مبالغه كند ، چندانى كه در اندرون خود محبّت او حاصل كند . زيرا شكر گفتن به دروغ از خدا محبّت جستن است . چنين مىفرمايد مولاناى بزرگ قدّس اللّه سرّه كه الشّكاية عن المخلوق شكاية عن الخالق . و فرمود دشمنى و غيظ در غيبت تو بر تو پنهان است همچون آتش . چون ديدى كه ستارهاى جست ، آن را بكش تا به عدم بازرود ازآنجاكه آمده است . و اگر مدد كنى به كبريت جوابى و لفظ مجازاتى ره يابد و از عدم دگر و دگر روان شود و دشوار توان آن را باز فرستادن به عدم . ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ « * » تا قهر عدو كرده باشى از دو وجه : يكى آنكه عدو گوشت و پوست او نيست ، انديشهء ردى است . چو دفع شد از تو بسيارى شكر ، هرآينه ازو نيز دفع شود . يكى طبعا كه الانسان عبيد الاحسان 397 و دوّم چو فايده نبيند چنانكه كودكان يكى را به نامى مىخوانند ، او دشنام مىدهد ، ايشان را رغبت زيادت مىشود كه سخن ما عمل كرد و اگر تغيير نبيند و فايدهاى نبيند ميلشان نماند . دوّم آنكه چو اين صفت عفوى در تو پيدا آيد معلوم شود كه مذمّت او دروغ است ، كژ ديده است ، او ترا چنانك تويى نديده است . و معلوم شود كه مذموم اوست ، نه تو . و هيچ حجّتى خصم را خجلتر از آن نكند كه دروغى او ظاهر شود . پس تو به ستايش در شكر او را زهر مىدهى زيراكه اظهار نقصانى تو مىكند ، تو كمال خود ظاهر كردى كه محبوب حقّى كه وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ « * * » . محبوب حق
--> ( * ) سورهء مؤمنون آيهء 96 ( * * ) سورهء آل عمران آيهء 134